تبليغاتX
lover_girl_2005
dar roiahai eshgh to mosaferam

سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي...................!

گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي......................!

گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي.........................!

او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد!!!

فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت:

"!! ديوانه باران نديده"

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 17:44  توسط مریم خوشگله،زیزو گله | 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من وعشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبرکن وگوش به من کن

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم آن وقت

جزعشق تودرخاطرمن مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 17:38  توسط مریم خوشگله،زیزو گله | 

 

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم

                                                اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

تونیز به من آموختی چگونه دوستت بدارم

                                                اما به من نیا موختی چگونه فراموشت کنم !

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 17:33  توسط مریم خوشگله،زیزو گله | 

 

- مرا داخل تابوت سياهي بگزاريد تا همه بدانند روزگار من به سياهي گذشته است.

- دو چشم مرا در داخل تابوت باز بگزاريد تا همه بدانند چشم به راه كسي بوده ام.

- دو دست مرا در داخل تابوت باز بگذاريد تا همه بدانند چيزي به همراه نبرده ام.

- دو تكه يخ به علامت صليب بر روي قبرم بگذاريد تا به جاي معشوق من گريه كند.

- و در آخر بر روي قلبم بنويسيد

                             آزرده دلي خفته در اين خلوت خاموش 

                    كه او زاده ي غم بود و زغم هاي جهان گشته فراموش

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 17:25  توسط مریم خوشگله،زیزو گله | 

خیلی سخته عاشق کسی بشی

 

اما اون حتی ندونه دردتو

 

از چشات نخونه قصه ی غمو

 

علت لرزش دست سردتو

 

خیلی سخته زندگیت فنا بشه

 

واسه دیدن یه لبخند رو لباش

 

واسه گفتن از امید و آرزو

 

تو سیاهی غم انگیز شباش

 

من نیومدم بگم عاشقتم

 

چون از این حرفا پره گوش همه

 

اشتباهه که می گن گریه مرد

 

روی زخمای تنش یه مرهمه

 

من نیومدم بگم تو هم بیا

 

مثل قصه ها بریم از این دیار

 

یا که خیلی مهربون یه مدتی

 

واسه من ادای عشقو در بیار

 

تو می خوای برنده باشی می دونم

 

به همه می گم ببازن جلو پات

 

هر چی اسپنده به آتیش می کشم

 

تا که چشمت نزنن بشن فدات

 

تو می خوای پرنده باشی می دون

 

یه نفس هوای خوشبختی می خوای

 

خودم آسمون هفتمت می شم

 

تو فقط بگو ، بگو باهام می یای

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 17:45  توسط مریم خوشگله،زیزو گله | 

زنی می رفت مردی او را دید به دنبال او روان شد .

زن پرسید که چرا پس من بیای ؟

مرد گفت بر تو عاشق شده ام.

زن گفت: بر من چه عاشق شده ای خواهر من از من خوشگلتر است و از پس من میاید برو و بر او عاشق شو .

مرد از اونجا بر گشت و زنی بد صورت دید بسیار ناخوش گردید و باز نزد زن رفت و گفت چرا دروغ گفتی؟

 زن گفت : تو راست نگفتی اگر عاشق من بودی چرا پیش دیگری میرفتی؟ مرد شرمند شد و رفت....

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 17:19  توسط مریم خوشگله،زیزو گله | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به دوستان گلم
میخوام كمي از خودمون تعریف کنیم تا بیشتر با ما آشنا بشین
مریم خانوم هستم لقب من(عشق) متولد 22-8-1370 اهل خوزستان كويت زندگي ميكنم
زهرا خانوم هستم متولد 26-6-1372 اهل خوزستان كويت زندگي ميكنم
آزوي موفقيت رو براي تك تك شماها رو داريم

نوشته های پیشین
شهریور 1386
پیوندها
~!~بايادتوهميشه عمرم تموم نميشه~!~
~!~به دنيا بگوييد بايستد~!~
~!~عشق به زندگي~!~
~!~تا كجا بايد برويم~!~
~!~دختري در انتظار~!~
~!~دانلود نرم افزار~!~
~!~شمعي در باد~!~
~!~شاهين شهر~!~
~!~سلطان قلبم~!~
~!~جت روم ابي~!~
~!~عشق من~!~
~!~نیمه شب~!~
~!~دختر تنها~!~
~!~love 007~!~
~!~طوطيا~!~
~!~جواد~!~
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM